الان دیگه داره میشه ۱۰ ماه قایم موشک...
یه روزی فکر کردم خیلی ایکیوسان هستم... اینجا رو ساختم...
چند روزی حرفای عادی زدم...
یه روزی خواستم قصمو بگمو از پشت نقابم در بیام... نتونستم... دلم براشون سوخت. شاید هم ترسیدم... نه نترسیدم.. دلم سوخت.
یه روزی دیگه دلم نمیسوزه... دارم صبر میکنم که اون روز بیاد...
یه روزی بازم حرفای عادی میزنم...
![]()
